تبليغاتX
یک عاشقانه ی آرام
شنبه بیست و نهم تیر 1387
امین نازنین من!
روزهای گرم تابستون رو داریم یکی پس از دیگری پشت سر میزاریم و توی این گرما قطع شدن روزانه 12 ساعت آب و 2الی 3 ساعت برق دیگه کل مردم شهر رو کلافه کرده.
این روزها من و تو سخت در گیر بیماری عموی عزیز تو هستیم و به تجربه های جدیدی در روابطون دست پیدا می کنیم.
امینم
 فشار همه جانبه وارده به مردم از نظر اقتصاد و عدم وجود امنیت و این نبود همیشگی آب و برق دیگه کم کم داره اعصاب همه همدانیها رو به هم میریزه ولی هنوز کسی دم بر نمیاره.
امین عزیزم روزهایی که گذشت یکیشون روز مرد بود و من با اجازه آقای محسن باقرلو این شعر رو(با جا به کردن شیرین و فرهاد) از ایشون برات اینجا مینویسم:
 

زیبا تـرین  بخش تمام عمر من : تو 

معنای ناب واژه ی عاشق شدن : تو

سی سال از عمر من بدون تو هدر شد

اما از اینجا تا سفیدی کفن : تو

هر دفعه تنها با دل عاشق بودم ، اما

این دفعه تسخیر دل و روح و بدن : تو

شیرین دست و پا چلفتی تو هستم

فرهاد من ! طفلک ! همیشه کوه کن : تو

یک عمر لخت و پا پتی ، یک عمر خالی

حالا پر و پوشیده ام چون ؛ پیرهن : تو

شکر خدا در جنگ پائیزم - بهارت:

سردار پیروز نبرد تن به تن : تو

من را بغل کن و درون خود بمیران

من خسته ام ، آرامش باغ عدن : تو .

مرد من !
 همه ی روزها ٬ روز تو
همه ی روزها ٬ روز ماست.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:59  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
یکشنبه شانزدهم تیر 1387

عزیز دلم!
برای تحمل سختی های بزرگ دنیا خونه کوچیک ما بهترین ماواست.
دنیا در حال تغییره و هر روز مشکلات فراروی آدمها بزرگتر ، تازه تر و بدیع تر میشن
چشم بستن به روی همه ی اینها و غرق شدن در دوست داشتن دو نفره ی خوشبختمون شدنی نیست.
من و تو در مواجه با اطرافمون هر روز دچار غم و نگرانی و بعضا شادی و امیدواری خواهیم شد
بحث و تبادل نظر پیرامون مسائلی که پیش میان و موشکافی در این زمینه ها این روزها زمان کوتاهی از من و تو رو به خودش اختصاص داده و من عجیب در این بحث ها به شناخت بهتری از تو می رسم
جنبه های زیادی برای کشف یه نفر وجود داره و این از تکرار جلوگیری می کنه
من کدوم جنبه تو رو دوست ندارم؟
فعلا که نمی دونم


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:58  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
پنجشنبه ششم تیر 1387

امینم ، هیچ دقت کردی چقدر بازی minesweeper شبیه زندگیه؟

 شبیه آغاز شناخت از یه نفر برای زندگی که اگه قرار باشه بدون ریسک اولیه شروع کنی زمان زیادی میبره و غالبا اون زمان رو برای شناخت پیش از آغاز بازی نداری

 پس بهترین راه حل اینه که اول کمی در مورد شناخت اولیه ریسک کنی و دل به دریا بزنی بعد که کم کم وجوه مختلف طرفت رو شناختی آهسته آهسته نسبت به خنثی کردن! مینهای اطرافش یا همون نقاط ضعفی که در طرفت شناختی اقدام کنی

 اگه توی همون مراحل اولیه شناخت یه جا اشتباه کنی و بسوزی زیاد دلت نمی سوزه

 ولی کافیه برای بازی یا همون انتخابت وقت زیادی گذاشته باشی و یه دفعه اشتباه کنی علاوه بر سوختن توی بازی دلت هم برای زمان و عمری که پاش صرف کردی میسوزه

 وقتی میخوای هر حرکتی بکنی شکلک بالای بازی نگران میشه (مثلا خدا) و وقتی درست رفتار می کنی میخنده و وقتی باختی...

 

 چقدر اینطوری با دقت رفتار کردن توی زندگی بهت کمک میکنه و چقدر در رسوندنت به سرمنزل مقصود کارت رو راحت می کنه

 ولی یه فرق تلخ بین بازی و زندگی واقعی وجود داره : توی بازی اگه باختی دوباره روی شکلک کلیک می کنی و شکلک دوباره بهت لبخند میزنه و بهت فرصت دوباره میده اما توی زندگی اون کلیک کردنه به این راحتی ها نیست...

 

میدونی امینم !

من یه بار باختم و دوباره کلیک کردم

اینبار کمی بیشتر از همیشه دقت کردم و اصولی که در تجربه قبلیم داشتم بیشتر به کار بستم مطمئنم که میبرم

که میبریم

که این بازی "برد- برد" ترین بازی دنیاست.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:27  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
شنبه یکم تیر 1387
 

امین عزیزم!

جند وقتیه که اینجا نیومدم و برات چیزی ننوشتم

توی این چند وقت روزهای شیرین و لحظات شیرین ما کم نبوده اما نوشتنش شاید تکرار باشه و حوصله ی دوستامون رو که اینجا میان سر ببره

امروز ترجیح می دم برای ثبت در حافظه کتبی خودم و به خاطر بعضی از عزیزانی که دوستشون دارم و اینجا میان یه سری چیزا رو بنویسم:

من و تو هم تو بعضی موارد با هم اختلاف نظر و یا اختلاف واکنش داریم

من و تو هم گاهی وقتا به خاطر دیگری از نظر خودمون می گذریم

هیچ کس بدون عیب نیست

مهم اینه که تو عیب طرف مقابلت رو بشناسی و بدون اصرار داشتن بر وجود این عیب سعی کنی علاوه بر بالا بردن سطح تحملت کمی اون رو در طرفت کم رنگتر کنی

مهم اینه که تو هر بار که نامهربانی از طرفت می بینی مهربانیهاش رو هم در خاطر داشته باشی و به خودت یادآوری کنی که این آدم رو دوست داری و اونم تو رو دوست داره

هرچند توی این مدتی که ما با هم بودیم نامهربانیهای تو اونقدر کم بوده که من رو پیش خودم شرمنده کرده اما مهم ترین دلیل ادامه روند خوشبختی ما سعی بر دامن نزدن به این مشکلات و رفع اونا در اولین مراحل ایجادشونه

خدا رو به خاطر نعمتی که بهم داده (تو) شکر می کنم و برای ادامه روند خوب زندگیمون دعا می کنم

آمین.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:51  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
دوشنبه بیستم خرداد 1387
 

اسباب رو به خونه جدید بردیم وچیدیم

خونه بوی آغاز یه زندگی به معنای واقعی رو گرفته

هنوز به قول اطرافیان توی خونه کاملا جا نیفتادیم اما تموم کنج های خونه پر از عشق شده و من بوی خوشبختی رو از همه جای خونه میشنوم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:18  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
چهارشنبه هشتم خرداد 1387
 

شنیده بودم که :

                   "با کریمان کارها دشوار نیست"  

اما فقط با تو تجربه کردمش

فقط باتو

 

منظورم میون آدمهاست وگرنه خدا که ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:56  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
 

امینم!

امروز دلم گرفته

از آدمها

از کسانی که انتظارم ازشون بیشتر از حد اونهاست

و میدونم که فقط تو میتونی مرهم دردهام باشی و با دل و جان به رنجشهام گوش کنی

میدونی عزیزم

من از آدمهایی که اگه کاری برای کسی ازشون بربیاد اون کار رو ده بار میپیچونن و بعد با هزار منت گذاری کار رو برات انجام میدن بدم میاد

دلیل ذهنیشون اینه که اگه اول کار رو انجام بدیم که فکر می کنن کار حادی انجام ندادیم

من از این طرز تفکر متنفرم

توی زندگیم یا کاری برای کسی نکردم یا اگه کردم بدون فوت وقت٬ بدون منت٬ حتی بدون بیان انجام دادم

خیلی دلم گرفته امینم٬ خیلی.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:28  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387
 

شاید این روزها که سخت مشغول آماده سازی خونه و فراهم کردن اونهمه پول قلنبه هستیم شبها خسته میریم خونه و شاید کمتر از همیشه برای حرف زدن درد دل کردن و حتی خیال بافتن وقت داریم

این خیلی خوبه که زندگی روند تکراری نداره و ما هر روز یه حس دیگه از با هم بودنمون توی شرایط متفاوت داریم

این خیلی خوبه که توی پرتلاش ترین شرایط وقتی کوچکترین خمی در ابروی من می بینی مهمات جهان رو کنار می زاری و به نظر من گوش میدی

خیلی خوبه که احساس می کنم مثل یک کوه پشتمی و اعتماد به نفسم در کنار تو به بالاترین حد خودش میرسه

جالب نیست؟

در کنار تو همه چیز به نظرم خوبه.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:18  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387
 

نوشته : بعضی وبلاگها الکی واسه هم لاو میترکونن و ...

میدونی امینم

قبلا هم گفته بودم که مردم از خوندن خوشیهای دیگران لذت نمی برن

ولی من احساس می کنم نشر زیباییها ٬ زشتیهای دنیا رو کمی قابل تحمل تر می کنه

موضوع انرژی مثبت دادن و اینا نیست (که البته اونو هم قبول دارم) موضوع اینه که تکرار زشتیها همه مون رو به زودی به یه افسردگی همگانی می کشونه که راه برگشتی هم براش میسر نیست

 الان باید به فکر بود باید خوبیها رو به تصویر کشید

و از همه مهم تر عشق رو

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:51  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
 

امینم!

می گن عشق روزمره میشه و زندگی در دام تکرار میفته

می گن عوامل اجتناب ناپذیر و طبیعی یی وجود داره که در گذر زمان زیباییهای نهفته در آغاز روابط رو کمرنگ می کنه

می گن تکرار یه چیز٬ زیباییهای اونو از بین میبره

من که باور نمی کنم روزی این اتفاق برای عشقی که نسبت به تو دارم بیفته و مثلا یه روز رنگ نگاه تو سرشارم نکنه اما حتی اگه اینجوری باشه اگه یه روز دوست داشتن من و تو هم به یه منحنی سینوسی تبدیل بشه اگه یه روز هر اتفاقی بیفته که شبش من احساس کنم در دوست داشتن یا دوست داشته شدنم هم خللی وارد شده

بازم مشکلی نیست

می دونی عزیزم من و تو با هم یه راه درست کردیم نه یه نردبون که بالا بری و منتظر سقوط باشی من و تو با هم نوعی رفتن رو آغاز کردیم که خودش به طور اتوماتیک میتونه مشکلات رو در خودش حل کنه

من و تو نوع خاصی از زندگی رو شروع کردیم که شاید الگویی براش وجود نداره

نوع خاصی از زندگی که قراره برای دختر و پسرای اطرافمون الگو بشه

تلاش بدون اندکی دلسردی

تکرار بدون اندکی دل زده گی

بحث بدون اندکی دلگیری

سرشار سرشار سرشار

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:23  توسط نسرین  | 

~ ~ ~