تبليغاتX
یک عاشقانه ی آرام
شنبه دوم آبان 1388
عزیز همیشگی من!

بلاخره روزهای سخت آغاز یه زندگی سه نفره کم کم داره تموم می شه و بعد از لحظه هایی که من و تو وقف وجود نازک تازه ای که به ما پیوسته بود ، بودیم ،حالا دیگه کم کم من و تو برای با هم بودن باز هم فرصت اندکی یافته ایم

امین مهربانم!

خیلی دلتنگ خلوت دلنشین پر از حرفهای نازدنی مان بودم

و حالا دوباره سرشار شده ام

سرشار از بودن کسی که زیبایی زندگی در کنارش تکرار نمی شود.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:8  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388
امین مهربانم!

روزهایی رو داریم در کنار هم می گذرونیم که تجربه بی نظیریه

ما در کنار هم از خود گذشتن و فداکاری نابی رو تجربه می کنیم که توصیفش اگر ناممکن نباشه لااقل از من بر نمی آد

روزهای شیرین پدر و مادر شدن

می دونم که تو این روزها تو هم مثل من کمی سردر گمی

می دونم که تو هم مثل من بعضی وقتها کم میاری

می دونم که مسوولیت بزرگ و بی نهایتی که به دوشمون گذاشتیم پاره ای مواقع تو رو هم مثل من حیران می کنه

اما تمام اینها چون با هم هستیم قشنگ و بی نظیره

این روزها بیشتر از هر وقت دیگه ای می شه تو و خوب بودنت رو شناخت

بیشتر از هر وقت دیگه ای می شه برای وقت اندکی که برای با هم بودن داریم غصه خورد

بیشتر از هر وقت دیگه ای می شه دلتنگت شد

و بیشتر از همیشه می شه عاشقت بود و موند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:53  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
چهارشنبه هفتم مرداد 1388
 

عزیزترین امین دنیا!

خانواده ما بلاخره سه نفره شد

یه خوشبختی تکثیر شده

خوشحالم که حدسم درست بود و بهترین همسر دنیا بهترین پدر دنیا هم هست.

ممنون که روزهای کمی افسرده پس از زایمان مثل هر وقت دیگه ای کنارمی

ممنون که در شب بیداریهای بودن با باران منو تنها نذاشتی

ممنون که امین منی.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:19  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
سه شنبه شانزدهم تیر 1388
مهربانم !

دیروز روز پدر بود

و من خوشحالم که تو پدر فرزند منی

خوشحالم که مهربانی و اقتدار مردی مثل تو ، الگوی رفتاری کودک ماست

سادگی برخوردت با مسائل مختلف زندگی و سخت نگرفتنت برای هیچ چیز مثال زدنیه و این برای دختر حساسی مثل من که هر چیزی رو از هزار جنبه بررسی می کنه راه حلی بزرگی برای خوب تر زندگی کردنه

شاید خیلی از مواقع در لحظه ، توقعات من از برخورد تو با مسائل با چیزی که پیش اومده یکسان نبوده و منو یه لحظه مردد کرده اما شاید بیشتر از نود درصد مواقع گذشت زمان درستی رفتار تو رو برام ثابت کرده و منو به بودن در کنار تو مفتخرتر.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:29  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
سه شنبه دوم تیر 1388
امین مهربانم!







این نامه باید سپید باشد

بی هیچ نوشته ای

که کلامی بیانگر درد مشترک این روزهای من و تو و ما نیست.

ما منتظر یک اتفاق بزرگ شادی بخشیم

خدا کند که شادی ما به شادی مشترک جامعه گره بخورد.


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:55  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388

امین عزیزم!

امروز روز زن است و روز مادر

در اینکه در نخستین لحظه های صبح بوسه های تو بر گونه ام بهترین هدیه ی این روز است شکی نیست اما این زیباترین هدیه هم کام من و سایر زنان و مادران این شهر و کشور را شیرین نخواهد کرد

صدای خفقان در شهر پیچیده و برادران نداشته ی مرا طوری روی خاک می کشند که اشک من هم چاره اشان نمی کند

امروز روز ماست اما من و خواهرانم و مادرانم هیچکدام نمی خندیم

کاش همه چیز تمام بشود

کاش

امین عزیزم!

راه را نمی دانم اما این که امروز در شهر اتفاق می افتد بی راهه ای بیش نیست که عزیزان ما را به نا کجا می کشاند

کاش

راستش حتی نمی دانم چه آرزو کنم که آرزوهایمان هم سلاخی شده اند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:58  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388

عزیز دلم!

این روزها روزهای آخریه که من و تو در کنار هم دارای یه خانواده دو نفره هستیم و به لطف خدا کم کمک داریم دارای یه خانواده سه نفره میشیم

ابعاد این تغییر خیلی غیر قابل پیش بینیه اما هر چه هست انتخاب ما دو تاست و همین عامل اینه که ما برای رسیدنش به هدف بیشترین تلاشمون رو بکنیم

هر چند طول مدت زندگی دو نفره ما زیاد نبود ولی عمق فراوانی که داشته منو به داشتن یه زندگی سه نفره ی عالی امیدوار و امیدوارتر می کنه

امین مهربانم!

بعد از به دنیا اومدن نوبرانه ی شیرین زندگیمون چیزی که اگه اهمیتش بیشتر از سایر مسائل نباشه قطعا کمتر هم نیست اینه که من و تو بتونیم" روابط ، احساسات و زمانمون "رو مدیریت کنیم و بهترین کمک برای این نوع مدیریت فکر کردن به اونا توی همین موقعیتیه که الان هستیم

الان که هنوز اتفاقات پیش بینی نشده من و تو رو غافل گیر نکرده باید به این موضوعات فکر کنیم و برای همشون تصمیم درست بگیریم.

خدا هم خودش کمکمون می کنه

من مطمئنم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:1  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
یکشنبه دهم خرداد 1388
امینم!

این روزها همه جا حرف از انتخاب و انتخاباته و مردم بیشتر از هر زمان دیگه ای توی این سه چهار سال اخیر با هم برای رسیدن به یه هدف مشترک همبستگی پیدا کردن

توی خیابونهای این شهر صدای یار دبستانی پیچیده و نوار سبز رنگ روی آنتن ماشینها حس خوب یکی بودن رو به ادم میده

انرژی مثبتی که ممکنه از یه جامعه بتونه به خونه افراد اون کشور تزریق بشه انکارناپذیره

هرچند توی اینجایی که ما هستیم این اتفاق خیلی به ندرت میفته و غالبا عکس اون رخ میده

من و تو اما جدای از تمام این جنجالها این بار با یه هدف قشنگتر دنبال یه تغییر حتی اگه شده کوچیک توی جامعه مون هستیم

من و تو به این فکر می کنیم که "باران" اولین سالهای زندگیش رو توی چه دوره ای طی خواهد کرد و بیشتر برای اصلاح ساختار موجود تلاش می کنیم

توی این روزها مثبت اندیشی و نکته بین بودنت رو بیشتر از هر وقت دیگه ای میشه احساس کرد

خوشحالم که عقاید و افکارمون در این زمینه هم اینقدر به هم نزدیکه و امیدوارم روز بعد از انتخابات علاوه بر من و تو و ما ، ایران هم لبخند بزنه.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:41  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
امین عزیزم!

این دو سه هفته اخیرعلاوه بر مشغله های فراوانی که به علت برگزاری یه همایش بزرگ کشوری توی محل کار من وجود داشت مشکل حادی که برای یکی از سازه های تحت طراحی و نظارت من بوجود اومد عامل وارد اومدن یه فشار همه جانبه به زندگی دو نفرمون شد.

ممنونم که سعی کردی بخش عمده ای از این بار رو که روی دوش من سنگینی می کرد به دوش بکشی

هنوز هم نمی دونم چطور می شه مشکلات کاری رو داخل زندگی نیاورد و توی خصوصی ترین لحظه ها بهشون فکر نکرد

هنوز نتونستم ناراحتی فراونی که بهم تحمیل شد رو پشت در خونه بزارم و ...

به نظر تو اصلا میشه؟

یه آدم با تمام تواناییهای محدودش میتونه همه چیز رو تفکیک کنه

من که نتونستم

دعا می کنم این مشکل هرچه زودتر از خونه ما رخت ببنده و دوباره عصرهای زیبای بارانی اردیبهشت رو با هم جشن بگیریم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:25  توسط نسرین  | 

~ ~ ~
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388
عزیز دلم!

یکی از بهترین راههای تداوم یه رابطه ی خوب اینه که هر از گاهی طرفین یه رابطه با هم بشینند و کل روزهایی که در کنار هم داشتند رو حلاجی کنند و بیشتر از روزهای خوب ، برای روزهای دارای تنش وقت بزارند

اونا رو بررسی کنند و بدون نگاه جانبدارانه کلیه مشکلات رو ریشه یابی کنند

این روزها باید روزهایی باشه که دو نفر در اوج احساس رضایت مندی از زندگیشونند

مثل پنج شنبه شب گذشته

_که ساعتها روبه روی هم نشستیم و تمام فراز و فرودهای زندگیمون رو بررسی کردیم و جرعه جرعه از نوشیدن این احساس عمیق خوب درک کردن یکدیگر سرمست شدیم _

روزهایی که آدم رو به باور تداوم خوشبختی میرسونه و آخرش با این جمله تموم میشه که :

 "حالا خیلی بیشتر از اوائلش دوست دارم"

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:30  توسط نسرین  | 

~ ~ ~